
احمد شه وری. ایرانیان بر روی دریاها. 179 صفحه. شابک:978-1482505887
این کتاب را می توانید بصورت PDF به بهای 2 دلار امریکا از طریق پرداخت به PayPal به نام a_shahvary@yahoo.com خریداری نمایید.
نگاهی نو به تاریخ ایران 50
خلیج فارس بستر اصلی دریانوردی ایرانیان
اگرچه فلات ایران به محدودۀ جغرافیایی وسیعی اطلاق می گردد که ازشمال غربی به دریای سیاه و دریای مدیترانه و از سمت مشرق به رود سند و از شمال به فرا رودن محدود می گردد ولی باید دانست که در این پهنۀ جغرافیایی وسیع کمتر زمانی تمام آن در زیر سلطه و فرمان ایرانیان بوده است. حتی در تاریخ اساطیری ما از جمله همسایگان توران و روم و دشت نیزه داران، سرزمین تازیان، هستیم. از این روی در جایی که سخن از تاریخ مکتوب می رود باید به ادله و شواهد مبین واقعیات تاریخی توجه داشت؛ این شواحد حاکی است که پهنۀ اصلی دریانوردی ایرانیان در آغاز خلیج فارس بوده است و از این روی بحث را با شناخت خلیج فارس بعنوان بستر اصلی دریانوردان ایرانی آغاز می کنیم.
اول- زمینۀ جغرافیایی آب و هوایی خلیج فارس[1]
موقعیت جغرافیایی جنوبی ترین نقطۀ خلیج فارس بر حسب فاصله از خط استوا حدود 26 درجه و 30 دقیقه عرض شمال می باشد. بنابراین خلیج فارس تماماً در منطقۀ معتدلِ شمالی زمین قرار دارد. فاصله بین جنوبی ترین نقطۀ آن تا مدار رأس السرطان، که حد فاصل منطقۀ استوایی و معتدل زمین است، بیش از 3 درجه نیست و حتی شمال نقطۀ خلیج فارس کمتر از 7 درجه با مدار رأس السرطان فاصله دارد پس به این ترتیب تمام خلیج فارس در طوقۀ بسیار گرم و جنوبی منطقه معتدل شمالی است، که از نظر عرض جغرافیایی شبیه به مصر، لیبی و نواحی شمال صحرای آفریقا است[2].
وضع ناهمواری در نوار ساحلی به فاصله 200 کیلومتر از ساحل چنین است که بدنۀ پله مانندِ فلات ایران در برخی مناطق از ساحل آغاز می شود و در برخی نواحی داخلی تا 3000 متر ارتفاع می یابد. عمقِ خلیج نیز از سمت شمال به جنوب کاسته می شود. از این رو کار کشتیرانی در بنادر ایران آسانتر، مساعدتر و کم خطر تر (خطر برخورد کشتی با سنگهای ساحلی) از بنادر ساحل جنوبی خلیج فارس است[3].
در سمت شمال غربی خلیج فارس (استان خوزستان) معادن نفت وجود دارد که در گذشته به صورت تراوش قیر طبیعی مورد استفادۀ مردم و کشتی سازان آن نواحی بود. امّا در این نواحی درختان جنگلی تنومندی که به کار ساخت کشتی های بزرگ بیاید، در حد قابل اعتنایی وجود نداشت. موقعیت جغرافیایی خلیج فارس، وضع ناهمواریهای آن و واقع شدن در کنارِ بیابان شبه جزیرۀ عرب، موجب پیدایش وتثبیت آب و هوای خاصی در منطقۀ خلیج فارس شده است که از میان اجزای متنوع آن، از جهت ارتباط به بحث این مقاله، به بادهای این منطقه اشاره میشود.
خلیج فارس از نواحی بسیار گرم دنیا است که بی شک در میان نواحی هم عرض خود از حیث گرما نظیر ندارد. متوسط دمای سالیانۀ آنجا از 24 تا 28 درجه سانتیگراد متغیر است. و حداکثر گرمای آن به حدود 53 درجه میرسد. گرمترین ماههای سال تیر و مرداد و خنک ترین ماهها در آنجا دی و بهمن است. در خلیج فارس تحت تأثیر هسته های هوای کم فشار دریای مدیترانه که پس از عبور از صحرای سوریه و عراق به ایران می رسند، در ماههای آبان تا فروردین بطور متوسط هر 5 روز یک بار باد می آید (بادهای شمال غربی و جنوب غربی). در ماههای گرمِ سال نیز طوفانهای موسمی هندوستان از جهت جنوب شرقی رسیده وهوای خلیج فارس را تحت تأثیر قرار می دهند ولی اثر آنها به هیچ وجه به پای طوفانهای غربی مدیترانه ای نمیرسد. بطور کلی بادها دو گونه اند: یکی بادهای محلی، و دیگری بادهای منظم و فصلی. مهمترین بادهای محلی خلیج فارس عبارتند از: باد شمال که از اواسط خرداد تا اواخر تیر با نظم و شدت بسیاری از سمت سوریه و عراق می وزد و برای سفرهای کوتاه دریایی مناسب است. باد شنی (باد شمال شرقی)، که در ناحیه هرمز می وزد و معمولاً باران آور است. و باد شرجی (باد جنوب شرقی) که زمستانها به سمت مدیترانه می وزد و در تابستان رطوبت دریا را به سواحل شمال می آورد و بنابراین نامطلوب است. اما بادهای منظم و فصلی، که معمولاً شدید نیستند، در زمستان که هوای مجاور آبهای گرم خلیج فارس از هوای مجاور فلاتهای عربستان و ایران گرمتر است، از شمال و جنوب به طرف داخل خلیج و از آنجا از سمت شمال غربی به جنوب شرقی به موازات ساحل می وزند. اما همین که هسته های کم فشار مدیترانه ای به خلیج فارس برسد، نظم بادها به هم می خورد و از سمت جنوب شرقی، شمال غربی یا جنوب غربی به سمت مدیترانه می وزند»[4]. بنابراین احتمال می رود که دریانوردان سواحل، مثلاً فنیقی ها در فصل زمستان به راحتی می توانسته اند از شمال خلیج فارس به سمت بحرین و عمان و هندوستان مسافرت کنند و شاید این یکی از دلایل رونق دریانوردی در این مناطق بوده است.
دوم- زمینۀ تاریخی واقتصادی دریانوردی در خلیج فارس
با توجه به تعریف جهانی بودن بر امپراتوری هخامنشی بر طبق برخی نظریه ها، سه شاخۀ نژاد انسان باستانی در کرانه های خلیج فارس می زیسته اند، که عبارتنداز: دراویدیها[5] در کرانه های مکران و بلوچستان، سامی های شبه جزیره عربستان که حامی های سیاه و بومی[6] را در درون خود حل کردند. و ایلامیان در جنوب غربی ایران. برخی منابع از سکونت اقوام سومری، فنیقی و بابلی نیز در مجاورت خلیج فارس یاد کرده اند»[7].سامی ها نیز اقوامی بودند که شاخه هایی از آنها بعدها در شبه جزیرۀ عربی به نام آرامی، در مشرق به نام بابلی و آشوری، در جنوب به غرب و در مغربِ شبه جزیره (یعنی در سواحل مدیترانه) به نام فنیقی و یهودی مشهور شدند. همگی این اقوام در سرزمینهایی که امروزه شامل عراق، اردن، سوریه، لبنان، فلسطین، شبه جزیره عربی و یمن است و هلال اخضر نامیده می شد میزیستند[8].
چنانکه در گزارش پنجاه سال باستان شناسی فرانسه در ایران آمده است برخی از این اقوام سامی، از جمله سومریان، قبل از استقرار دولت ایلام در اطراف شوش می زیسته اند و با استیلای ایلامیان بر آنجا سامیان به خدمتِ آنان در آمدند.از سوی دیگر متون سومری و اکدی کما بیش منسوب به این دوره، به حیات تجارت دریایی در خلیج فارس در اوایل هزارۀ سوم پ م اشاره دارد. تا آنجا که مردمِ بین النهرین از این طریق مس، چوب، عاج و سنگهای قیمتی و حتی پیاز مورد نیاز خود را وارد می کرده اند. لیست نامهای شاهان افسانه ای، نیمه افسانه ای و تاریخی سومر، حملۀ آنان را به ایلام یادآور می شود. اکدی ها هم در قرن 23 پ م مدتی را بر ایلام حکمرانی نمودند[9].
پانویس:
1- این بند از سایت زیر برگرفته شده است:
http://www.sarzaminparsian.net/thread3355.html
2- محمد حسن گنجی «آب و هوای خلیج فارس، 32 مقالۀ جغرافیایی»، تهران، مؤسسه جغرافیایی و کارتوگرافی سحاب، 1353، ص 193و همان، ص 193. و اقبال یغمایی، خلیج فارس، تهران: اداره کل نگارش وزارت فرهنگ و هنر، بی تا، ص 5. خلیج فارس در حدود 30 میلیون سال پیش بسیار پهناورتر از امروز بوده و بیشتر جلگه های برازجان، بهبهان و خوزستان را تا کوههای زاگرس می پوشانده است. این مناطق تا اواخر دورۀ سوم زمینشناسی در زیر آب بوده اند و رودهای دجله و فرات جداجدا به آن دریا ریختهاند یغمایی، خلیج فارس، ص 2 چنانکه در طبقۀ 17-bz در کاوشهای شوش استخوان و نوک یک اره ماهی، که معمولا در اعماق آب زندگی می کند، یافت شده است.بنگرید به تصویر استخوان اره ماهی در:
Mission archeologipue francaise a Suse ((Fouilie Stratigraphique de L’acropole)), Bastan chenassi Va Honar- e Iran, No. 11-12 (October 1974) P.B.
ومحمد حسن گنجی «آب و هوای خلیج فارس» 32 مقالۀ جغرافیایی، صص 203-197.
3- دکتر پیروز مجتهد زاده، «نگاهی به جغرافیای تاریخی خلیج فارس (ایرانیان در خلیج فارس)»، اطلاعات سیاسی اقتصادی، سال هشتم، شمارۀ 80-79 (فروردین 1373)، ص 4. و ایرج افشار سیستانی، جغرافیای تاریخی دریای پارس، تهران : حوزۀ هنری سازمان تبلیغات اسلامی، 1376، ص 290. گرچه برخی تحقیقات جدید سابقۀ دریانوردی ماهیگیری در دریای سرخ، دریای مدیترانه و خلیج فارس را به 7000 پ م یعنی زمانی پیش از بنا شدن اهرام مصر، منتسب می کنند. اما به منبع خاصی اشاره نمی نمایند.
Com / Htdocs/ Clippi./ 010630 XXX SO03. htm (PersianGolf and Iranian Ships in the Course of History).
4- محمد سعیدی «خلیج فارس در روزگار باستان». مجموعه مقالات خلیج فارس، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، 1369، ص290.
5 Dravidians
6 Eur- Negrito
7- زهرا جعفر محمدی و نیکل شوالیه، پژوهشهای باستان شناسی فرانسه در ایران، تهران: میراث فرهنگی کشور با شرکت موزۀ ملی ایران، انجمن ایرانشناسی فرانسه در ایران و موزۀ لولور، 1380، ص 53 و 65. وملکزاده بیانی، تاریخ مهر در ایران از هزارۀ چهارم تا هزارۀ اول، ج1، چاپ دوم، تهران: یزدان، 1375، صص 7-45 و 50.
8- آندریو ویلیامسون «تجارت در خلیج فارس در دورۀ ساسانیان و دو قرن اول هجری». مترجم ناشناس باستان شناسی و هنر ایران، شمارۀ نهم و دهم (زمستان 1351)، ص 142. و عباس علیزاده «تحولات جنوب باختری ایران از پیش از تاریخ تا اسلام ». اثر، شمارۀ 21 (تابستان 1371)، ص 21. وا.م. دیاکونوف، تاریخ ماد، ترجمۀ کریم کشاورز، چاپ چهارم، تهران: علمی و فرهنگی، 1377، ص 100.
9- هرودت، تواریخ، کتاب هفتم (پولومینا)، ترجمه و حواشی ع. وحید مازندرانی، تهران: فرهنگستان ادب و هنر، 1356، ص 381. برخی محققان معتقدند که فنیقی ها در اصل از حبشیان آفریقا می باشند که به سواحل خلیج فارس آمده و مدتی بعد به سواحل مدیترانه کوچ کرده اند. نک: س.ب. مایلز، الخلیج بلدانه و قبائله، ترجمه محمد امین عبدالله، الطبعه الرابعه، عمان: وزاره التراث القومی و الثقافه، صص 9 308..








