
شهر شهرِ فرنگ ِ خوب تماشا کن 0060
Regardez notre ville! Notre ville est la belle ville de France
جُنگ ادبی 10
سفر ِآخرین حکیم عمر خیام
اگرچه درباره زمان درگذشت حکیم عمرخیام قول متفقی وجود ندارد، امّا در خصوص نحوه رهسپار شدن آن حکیم به جهان باقی، تقریباً نقل واحدی وجود دارد. بنوشته زنده یاد دهخدا در لغت نامه، امام محمد بغدادی داماد حکیم نیشابورنقل کرده است که:
“مطالعۀ کتاب الهی [الهیات] از کتاب شفا می کرد. چون به فصل واحد و کثیر رسید چیزی در میان اوراق مطالعه نهاد و مرا گفت جماعت را بخوان تا وصیّت کنم. چون اصحاب جمع شدند بشرایط قیام نمود و به نماز مشغول شد و از غیر اعراض کرد. نمازخفتن بگذارد و روی برخاک نهاد و گفت “الهم انی عرفتک علی مبلغ الامکانی فاغفرلی فان معرفتی ایاک وسیلتی الیک” و جان به حق سپرد[1]. “TPPT
مرتضی مدرسی چهاردهی نیزاحتمالاً با مراجعه به مآخذ مورد رجوع مرحوم دهخدا، نوشته است:
“مشغول به مطالعۀ الهیات (شفا) بود…همین که رسید به مبحث الواحد والکثیر،…برخاست و مشغول نمازگردید. پس ازادای فریضه وصیّت نمود و دیگر نه چیزی خورد و نه آشامید همین که فریضه عشا را ادا نمود سر به سجده نهاد و عرض کرد:”الهم انی عرفتک علی مبلغ الامکانی فاغفرلی فان معرفتی ایاک وسیلتی الیک “. دعایش به اتمام رسید وجان به جان آفرین تسلیم نمود[2]”TPPT .
این قول از سوی خاورشناسان و خیام شناسان نیز نقل شده است. روزن در کتابی که درباره رباعیهای خیام نوشته است، همین مطلب را البته براساس مطالعات همان اسنادی که مورد استناد مورخین ومحققین ایرانی راجع به خیام بوده است، چنین آورده است:
“خیام در دقیقه قبل از مرگ به خواندن شفای ابن سینا اشتغال داشته و به فصل واحد و کثیر رسیده بود. آخرین کلماتی که از دهانش برآمده چنین است:ای خداوند بقدری که توانایی داشتم در شناختن تو کوشیدم بر من ببخشای که این مایه شناسایی تو [تنها] وسیله ای است که مرا بسویت رهبری می کند[3]”.TPPT
صدیق نخجوانی نیزبه نقل از”نزهة الافراح فی تاریخ الحکما والمتقدمین” تألیف شمس الدین محمد بن محمود شهرزوری (بین 586 و611) و نیز “تاریخ الحکما”، تألیف جمال الدین القفطی (بین 624 و646) نوشته است:
“چنانکه از شرح حال او برمی آید، دستورهای آسمانی را سخت گرامی می داشته است. از این روی برای حج رهسپار گردید و در روز آخر عمرخود روزه دار بود و در حال نماز جان به جان آفرین تسلیم کرده است[4]”TPPT.
حکیم عمرخیام نیشابوری همانطورکه خود قبل از وفاتش پیش بینی کرده بود، پس از مرگ در باغی در نیم فرسنگی نیشابور، در محلی که هر بهاران درختان امرود و زرد آلو از شمال بر آن گل افشانی می کرد، در صحن امامزاده محروق، به خاک سپرده شد.
پانویس:
[1]- لوح فشرده لغت نامه TP
[2]- صدیقی نخجوانی، ص178 TP
[3]- روزن، ص9 TP
[3]- TPصدیقی نخجوانی، ص15