
خواجه شمس الدین محمّد حافظ در آغاز قرن چهاردهم م /هشتم هجری در شهر شیراز، مرکز استان فارس، متولد شد. تاریخ تولد او باحتمال زیاد سال 704، برابر با سال 1325 بوده است. سید محمّد رضا نائینی و نورانی وصال که باشتراک کتاب بسیار ذی قیمتی در باره خواجه شیراز نوشته اند، سال تولد وی را سالهای اوّلیه دهه نخست قرن هشتم، براساس تقویم خورشیدی و یا دهه دوم همان سده، براساس تقویم سال برمبنای گردش ماه، دانسته اند[1].
در کتاب دیگری که سید محمّد رضا نائینی با همکاری نذیر احمد نوشته است، آمده است که خواجه حافظ شیرازی باحتمال زیاد درآخرین روز ذی الحجه سال 791 درگذشته ودر اوّلین روز ماه محرم سال 792 به خاک سپرده شده است. دیگر محققین درباره خواجه بزرگ شیراز نیز تاریخهایی قریب به این مضامین در باره زمان تولد و درگذشت بزرگترین غزلسرای ایران آورده اند. هرچند که شاید دانستن زمان دقیق این دو واقعه در مورد اشخاص بزرگی چون حافظ از اهمیت زیادی برخوردار نباشد؛ موضوع مهم درباره انسانها اثری است که از خود برجای می گذازند و نه زمان دقیق تولد و وفات آنها که: «غرض نقشی است کز ما برجای ماند»
ضمن اینکه نمی توان منکر این واقعیت شد که عدم توجه معاصران این قبیل مردان بزرگ در ایران در مورد زمان وفات آنها نشان از این دارد که این بزرگمردان چه اندازه در زمان حیاتشان مورد کم توجهی و اقبال نا متناسب مردم واقع شده اند. زیرا این موضوع تنها در مورد خواجه بزرگ شیراز رخ نداده است، بلکه هم در مورد استاد بزرگ سخن ایران، فردوسی، و هم در باب حکیم عمرخیام نیشابوری، تکرار داده است.
اطلاعات ما در باره سالهای نخستین حیات این شاعر بزرگ، فاقد آن اعتباری است که بتوان بر آن اعتماد کرد. برابر برخی از منابع اوّلیه قابل اعتمادی که دردست است، ازجمله زندگینامه ای که محمّد گلندام جمع آوری کننده غزلیات خواجه بزرگ شیراز، در مقدمه کتاب خود آورده است، حافظ در زمینه فقه تحصیلات خود را به پایان برده بوده است. براساس نقل او، حافظ تحصیلات خود را نزد اساتیدی مانند قوام الدین عبدالله، که در زمان خود از فقهای مشهور فارس به شمار می رفته به پایان رسانده و هم این فقیه بنام بوده است که ذوق بی همتای غزلسرایی را در شاگرد خود دریافته و او را ترغیب به پرورش این استعداد خود نموده است.
خواجه حافظ پس ازآنکه غزلیاتش بر زبان همشهریان با ذوقش ودیگران در شیراز و سپس از شیراز تا خلیج بنگال جاری شد، خلاف عرف مرسوم از اینکه شغل رسمی شاعری دربار یکی از امیرزادگان معاصر خود را بپذیرد خود داری نمود، هرچند که بسیاری از امرای معاصر خود نظیر ابواسحاق اینجو، شاه شجاع، نصرت الدین شاه یحیی شاه هرمز و شاه منصور بن مظفر محمّد، که جملگی امیران و امیر زادگان خطه فارس و یا نواحی جنوبی ایران و یا بعضاً از پادشاهان ایران بوده اند ونیز بعضاً وزیران آنها را مانند حاجی قوام و یا بزرگان زمان خویش مانند عماد الدین محمود، را در دیوان خود ستوده است. حافظ برخی از امیران و شاهان سایر سرزمینهای دور و نزدیک از جمله سلطان اویس شیخ حسن ایلخانی جلایر و احمد ایلخانی را که هر دو از حاکمان بغداد در زمان حافظ بوده اند و نیز محمود شاه بهمنی، فرمانروای دکن هندوستان و جلال الدین توران شاه، فرمانروای هرمز و همچنین سلطان غیاث الدین را در زمانی که هنوز به تخت سلطنت بنگال نرسیده بوده مدح گفته است.
[1] – ر. ك. نائینی، وصال، ص 13.