Article 0025

شهر شهرِ فرنگ ِ خوب تماشا کن 0025

گام بگام تا کودتای شوم 28 امرداد 1332

17 مرداد 1332

روزنامه فرانسوی «پاری ماچ» پس از بازگشت پنهانی اشرف پهلوی از تهران به پاریس نوشت: «اشرف به تهران رفته بود تا قسمتی از ارتش را علیه مصدق نخست وزیر بشوراند».

اما اصل موضوع چه بود:

روز شنبه 3 امرداد 1332، اشرف پهلوی که قبلاً توسط مصدق مجبور به خروج ازایران شده بود، با گذرنامه ای با نام اشرف شفیق به تهران برگشت. امّا با حساسیتی که مصدق نشان داد، دربار ناچار شد بلافاصله اعلامیه ای صادر نماید و بگوید که مشارٌالیها بدون اجازه و هماهنگی شاه وارد ایران شده است. به هر حال او در سه روزی که در تهران ماند، شاه و کرمیت روزولت را از نتایج جلسه ای که او و دو زن دیگر با آلن دالس و هندرسن و یک سرهنگ انگلیسی که نماینده اینتلیجنس سرویس انگلیس بود و ژنرال شوارتسکف در رستوران “لاک” در کنار دریاچه لمان در ژنو داشتند، قرارداد[1] و روز سه شنبه 6 امرداد تهران را ترک کرد.

           هفته بعد یعنی در روز شنبه 10 امرداد ماه 1332، ژنرال نورمن شوارتسکف وارد ایران شد. او که از 1942 تا 1948 مشاور شاه و مستشار نظامی آمریکا در ایران بود در میان نظامیان ایران دارای دوستان فراوانی بود که یکی از آنها هم زاهدی بود. روزنامه فیگارو در30 سپتامبر 1955 راجع به شوارتسکف نوشته بود: مهمترین وظیفه شوارتسکف کشیدن هرچه بیشتر امرای ارتش به طرف دربار و یا حداقل بی طرف ساختن آنها در منازعه آتی بین شاه ومصدق بود؛ همان کاری که در دی 1357 بر عهده هایزر گذاشته بودند و در حالی که عرب و عجم از حضور هایزر در ایران مطلع بودند، شاپور بختیار خمار خود را به تجاهل می زد و از وجود او در ایران و ماموریتی که داشت اظهار بی اطلاعی کرد، با این تفاوت که با برملا شدن ماموریت شوارتسکف در ایران، وی پس از یک هفته اقامت در ایران ناگزیر از ترک ایران شد و به کراچی رفت تا در آنجا دنباله کار خود را بگیرد.  ولی هایزر در ایران ماند تا کلید حکومت بر ایران را به خمینی داد. البته ماموریت شوراتسکف و هایزر عکس یکدیگر بود. شوارتسکف وظیفه داشت ارتش را که در دست مصدق بود با بیطرف ساختن به مدد رساندن به شاه تشویق کند و هایزر می خواست ارتش شاه را بطرف خمینی سوق دهد.

           به هر  روی در همین روز 10 امرداد، کیم روزولت نیز بگونه ای رسوا با محمد رضا پهلوی ملاقات کرد. لئونارد موسلی در مورد این ملاقات نوشته است:

           «اولین دیدار بین شاه و فرستاده سیا به ایران روز اول اوت [شنبه 10 امرداد 1332] صورت گرفت. این ملاقات حدود نیمه شب در داخل یک اتومبیل صورت گرفت. کیم روزولت در حالی که زیر صندلی عقب اتومبیل دراز کشیده شده بود وارد کاخ سلطنتی شد و شاه در گوشه ای از کاخ وارد اتومبیل شده در کنار او نشست. کیم شاه را در جریان سرنگونی مصدق قرار داد و گفت این طرح از طرف ایزنهاور، رییس جمهور آمریکا، و چرچیل، نخست وزیر انگلستان، مورد تایید قرار گرفته است. شاه از این موضوع هیجان زده شد و آمادگی خود را برای همکاری در اجرای نقشه [امریکا و انگلیس]اعلام داشت [2] “

19 امرداد 1332

رفراندوم در مورد انحلال مجلس در شهرستانها برگزار شد.

این همه ‌پرسی نخستین همه‌ پرسی البته غیر قانونی از مشروطیت به بعد در تاریخ ایران بود. متن این همه‌ پرسی در پرسشی در مورد بقای دولت یا مجلس بود: «اگر با این دولت و نقشه و هدف [کدام نقشه؟ کدام هدف] آن موافق هستید رای به انحلال مجلس بدهید تا مجلس دیگری تشکیل شود که بتواند در راه تأمین آمال ملت [کدام آمال؟] با دولت همکاری کند و اگر با ادامه وضع کنونی مجلس موافقید تا دوره هفدهم سپری شود و دولت دیگری روی کار بیاید که با این مجلس همکاری کند رای مخالف به انحلال مجلس بدهید».

یکی از ویژگی‌های بد و توچشم خور این همه‌پرسی این بود که صندوق‌های مخالف و موافق از هم جدا بود و کسانی که می‌خواستند رای مخالف دهند مشخص می‌شدند. مصدق عوامفریب با پررویی تمام دلیل این کار مسخره خود را آسانی شمارش رای اعلام کرد و بدین ترتیب به دست طرفداران کودتا از جمله ایزنهاور  و سازمان سیا و محمد رضا بهانه ای ایده آل برای پیش بردن نقشه های شوم خودشان داد.

جمعیت ایران در آن هنگام حدود ۱۷٫۵میلیون نفر بود با میزان رشد جمعیت بیش از ۲٪. با تخمین ۷۰٪ واجد شرایط رای دادن، حدود ۱۲میلیون نفر می شد ولی از آنجا که زنان

حق رای نداشتند به همین دلیل حدوداً ۶ میلیون نفر واجد شرایط رأی دادن بودند. اما پس از انجام این نمایش گفته شد که حدود ۳۳٪ این افراد رأی داده اند.

با وجود مخدوش بودن این کار بی سابقه و غیرقانونی بودن آن زیرا قانون اساسی مشروطه صراحت داشت که مجلس شورای ملی روش تغییر قانون اساسی را تعیین می کند و نه شاه یا نخست وزیر، مصدق نتیجه رفراندوم در خصوص انحلال مجلس و بقای دولت را خواست مردم در خصوص بقای دولت و انحلال مجلس اعلام کرد. و متعاقباً روز ۲۱ اَمرداد از شاه خواست زمینهٔ انتخابات مجلس هجدهم را فراهم کند. ولی محمد رضا خلاف درخواست مصدق این کار را نکرد و انحلال مجلس را نپذیرفت.

مصدق ۲۵ مرداد پس از شکست کودتای اول نتیجه همه‌پرسی یعنی انحلال مجلس و بقای دولت را علنی اعلام کرد.

پانویس:

[1]- بهنود، ص 375.

[1]- موسلی، ص 210.

Leave a comment