Article 0024

شهر شهرِ فرنگ ِ خوب تماشا کن 0024

راه نجات ایران دست آویختن به فرهنگ ایرانی است و بس

سخن گفتن و نوشتن در باره سعدی و زیباییهای سخن و سرود او در این گوشه از دنیا  آنهم  در شرایطی که بودن ونبودن ایران بعنوان یک هویت سیاسی بیش از هر زمان دیگری در معرض پرسشی جدّی قرار گرفته است، خود می تواند سئوالهای جدی برانگیزد؛ و این پرسشها بحق و درست است، زیرا بواقع ایران امروز در شرایط بسیار دشواری قرار دارد و درست بهمین سبب است که بایستی به فرهنگ و ادب ایران بگونه ای جدی پرداخته شود. زیرا از دو حال خارج نیست یا اینکه با دنبال شدن سیاست اتخاذی زمامداران  امروز ایران، جهان شاهد برخوردی نظامی با ایران خواهد بود که در این صورت با احتمالاتی شاهد تولد عراق دیگری درمنطقه خواهیم بود که دراین صورت برای برگشت واستقرار مجدد آرامش درکشورمان بایستی یک دوران حداقل سی ساله را درنظر گرفت. و یا اینکه نظام کنونی ایران درپیشبرد سیاستهای خود پیش می رود وسرانجام به سلاح هسته ای دست می یابد تا بتواند در سایه آن برای چندی دیگر به حیات خود ادامه دهد.

بفرض پیش آمدن هریک از این دوشق، آنچه می تواند موجب بقای ایران بعنوان یک هویت سیاسی مستقل در آینده گردد، پرداختن وسیع به همۀ جوانب فرهنگ ایران است؛ همان عاملی که در دوهزارو پانصد سال گذشته در شرایط حاد مشابه متعدد به ماندگاری هویت سیاسی ایران امکان بقا را داده است. از این روی، با اذعان و اعتراف به این که ایران در شرایط سختی قرار دارد، باید گفت بهمین دلیل نیز باید به فرهنگ وادب ایران پرداخت.

تاریخ گذشته ما حاکی است که هر زمان جوّ سنگینی از لحاظ آزادی بیان و مطبوعات  در کشور سنگینتر ازمعمول[1] بوده است، نظام حاکم یا توسط قدرتی خارجی از میان برداشته شده است، مانند آنچه بر ایران دوره های ساسانی و خوارزمشاهیان گذشت و یا این که نظام حاکم بوسیله قدرتهای رقیب داخلی از میان رفته وجای خود را به نظام سیاسی معتدلتر و یا برعکس خشن تری داده  که نمونه های آن تغییر رژیمهای سیاسی ایران دربسیاری از دوره های تاریخی است.

تاریخ سیاسی واجتماعی گذشته ایران همچنین حاکی است که ایرانیان در تمامی افت و خیزهای ایران، مفر برون رفت از این نوع بحرانها را بدرستی توسل به مبانی فرهنگی غنی خود دیده اند. بگفتۀ  زنده یاد حسن انوری: “اگر ما زنده ایم بدین دلیل است که زبان و ادبیات ما زنده است. اگر در جزر و مدّ حوادث هولناک تاریخ از میان نرفته ایم از آن است که فرهنگی نیرومند و برآمده از هزاران دل ِ سوخته و فکر ِدرخشان داشته ایم”.[2]

سخت ترین دوره ای که ایران درگذشته به خود دیده است بی تردید دوره دویست ساله حکومت بی چون وچرای دو دستگاه خلافتی اموی وعباسی بر ایران بوده است. درمورد آثار فرهنگی هجوم تازیان بر ایران و تلاشی که آن ددمنشان در محو و نابود کردن هر آنچه رنگ  و بوی ایرانی داشت بعمل آوردند، بتفصیل  در کتابهای تاریخی آمده و در این راه بویژه زنده یاد ذبیح الله صفا در حدّ قابل قبولی مصیبت رفته به ایران را به قلم کشیده است. هرچند که دیگر تاریخ نویسان ما نیز بلحاظ ابعاد وسیع این فاجعه عظیم، همگی در نوشته های خویش به این سقوط و از هم پاشیدگی ملّی پرداخته اند. از جمله منوچهر تهرانی در مقاله ای که با عنوان “عامل انسانی در اقتصاد ایران” نوشته، می نویسد:

“اسلام اندک اندک بر وطن ما چیره می شود. اما این مهم بهمین سادگی حاصل نمی آید و مصائب فراوان بهمراه می آورد. از همین عصر به بعد جرعه ای آب خوش از گلوی ایرانی پایین نمی رود. آشوب دوران پر درنگ [: طولانی] تازیان، جنگهای پایان ناپذیر ایران نیمه مستقل و بعد مستقل همه دست بدست می دهد و آتشفشان دوزخگون و سخت هراس انگیز پدید می آورند”[3].

با توجه به همین سختی شرایط است که خیزشهای ملّی ایرانیان پس از تسلط تازیان بر ایران، اهمیّت ویژه ای می یابد؛ خیزشهایی که سرانجام به آزادی ایران از یوغ تازیان می انجامد و با استقرار دولت ایرانی نسب ِسامانی مجدداً فرهنگ و ادب و دانش ایران شکوفا می گردد. در دوره تقریباً دویست ساله زمامداران این سلسله، ایران شاهد پیشرفتهای بزرگی است که در همه شئون مادی و معنوی ما بوجود می آید؛ زبان فارسی مجدداً عظمت خود را بازمی یابد و دوره ای از تساهل مذهبی مجدداً بر ایران حاکم می گردد که بنوبه خود عامل گسترش و رونق بیشتر علوم و ادبیات می گردد. از این روی تنها عکس العمل بواقع جانبازانه هزاران ایرانی بویژه در حفظ زبان خود، در نهایت ایران را از آن  وضعیت بحرانی نجات داد؛ زنان و مردانی که تحمیل زبان تازی را بر ایران ضربه ای مرگبار بر هستی ایران و شخصیّت و منش ایرانیان می دیدند. در کنار پایمردی این زنان و مردان، این سخنوران و سرایندگان پارسی زبان بودند که از نو کاخ بلند و زندگی بخش تمدن و فرهنگ ایران را برافراشتند و در این راه فردوسی مهندس اصلی کاخ جاودانه زبان و ادب ایران بود وسعدی معمار هنرمندی است که در استوار کردن این کاخ و آراستن آن با زیباییهای سخن  و سروده های خود، تلاشی وسیع داشته است.

پانویس:

[1]- شرایطی همانند که کم وبیش درهمه جا وهمه وقت وجود داشته منتها قابل تحمل بوده است.

[2]- مصلح الدین ابومحمد عبدالله بن مشرف بن مصلح بن مشرف سعدی شیرازی. «گلستان سعدی». تصحیح و توضیح حسن انوری. ص 2.

[3]- منوچهر تهرانی. عامل انسانی در اقتصاد ایران.  ص 20.


[1] –  شرایطی همانند که کم وبیش درهمه جا وهمه وقت وجود داشته منتها قابل تحمل بوده است.

[2] – انوری، ص2.

[3] – تهرانی، ص 20.

Leave a comment