
احمد شه وری. ایرانشناسی در نروژ. 1401. 1049 صفحه در قطع وزیری
این کتاب را می توانید بصورت PDF به بهای 5 دلار امریکا از طریق پرداخت به PayPal به نام a_shahvary@yahoo.com خریداری نمایید.
جهان ایران شناسی (9)
نروژ کشوری از کشورهای اِسکاندیناوی منطقه جغرافیایی با جزئیات خاص تاریخی و فرهنگی در شمال در اروپا است. اسکاندیناوی در معنای محدود آن دربرگیرندهٔ سه کشوراست. سوئد و نروژ و دانمارک مشتمل بر شبهجزیره اسکاندیناوی(است ولی در معنای گسترده یافته فنلاند، ایسلند، جزایر فارو و جزایر الند را نیز شامل میشود. نروژ 3۸5٬۲07 کیلومتر مربع وسعت دارد و جمعیت آن بالغ بر 5٬۲00٬000 نفر میباشد. این کشور از مشرق دارای یک نوار طولانی مرزی با سوئد بوده و همچنین از شمال شرق با فنلاند و روسیه و از جنوب با تنگهٔ اسکاژراک مرز مشترک دارد. سواحل نروژ طولانی است و به اقیانوس اطلس و دریای بارنتز متصل است.
در سال 1۸15 در پایان جنگهای ناپلئونی، نروژ کوشید تا مجدداً خودمختار گردد ولی این کشور به زیر حکمرانی پادشاهان سوئدی درآمد. در همین زمان سوئد پیشنهاد ادغام نروژ در خاک خود را کرد ولی با مقاومت نروژ مواجه شد. سپس سوئد با یک حملهٔ برقآسا نروژ را اشغال نمود اما پذیرفت که نروژ کماکان قانون اساسی خود را حفظ کند. هرچند به پارلمان مجزای نروژ استقلال زیادی داده شد. رشد ملیگرایی در نروژ فشار بسیاری را بر اتحاد با سوئد وارد کرد. در 1۹05 – بهدنبال رأی نروژیان مبنی بر لغو این اتحاد – اسکار دوم سوئد ادعای خود را بر تاج نروژ رها کرد تا جدایی صلحآمیز این کشور میسر شود. به دنبال رد پذیرش تخت سلطنت نروژ از سوی یک شاهزاده سوئدی با مراجعه به آراء عمومی پرنس کارل دانمارکی، با لقب هاکون هفتم، پادشاه نروژ شد.
نروژ در جنگ جهانی اول بیطرف بود اما این جنگ خسارتهای سنگینی به صنعت کشتیرانی آن وارد کرد. در طول جنگ جهانی اول بخشهای زیادی از نیروهای مسلح نروژ برای نگهبانی از سیاست بیطرفی بسیج شدند. تمرکز این بسیج بیشتر رو به دریا داشت. از همان ابتدا، سیاست بیطرفی نروژ، تحت فشار آلمان و انگلیس قرار گرفت بطوری که نروژ مجبور شد روابط تجاری و سیاسی را با آلمان به حداقل برساند. در اواخر جنگ، نیروهای مسلح، مقادیر قابل توجهی سلاح از فرانسه و انگلیس که از حملهٔ آلمان به نروژ بیم داشته و به توانایی نیروهای نروژ اطمینان نداشتند، دریافت کردند. این پیشدرآمدی بود برای آنچه ۲5 سال بعد با شروع جنگ جهانی دوم اتفاق افتاد.
در جنگ جهانی دوم نیز نروژ اعلام بیطرفی کرد ولی در سال 1۹40 به دست نیروهای آلمانی اشغال شد و طی سالهای 1۹40 تا 1۹45 در اشغال آلمان بود و قسمتهای زیادی از کشور طی جنگ ویران شد. ساختمانها، کارخانهها و بخش عمده شهرها بمباران و با خاک یکسان شد. بیشتر اجناس کمیاب شدند و بسیاری از مردم دوران سختی را تجربه کردند.
در روز هشتم ماه مه سال 1۹45، آلمان تسلیم و نروژ یک بار دیگر به کشوری آزاد تبدیل شد. حدود 50٫000 نروژی بعد از جنگ خائن به کشور شناخته شدند. آنها اعضای حزب سوسیالیست ملی نروژ، ناسیونال ساملینگ بودند که از نازیها جانبداری و با آنها همکاری کردند. تعدادی معدودی از این افراد به خاطر خیانت به کشور اعدام شدند.
بعد از سال 1۹45، بازسازی کشور شروع شد. این دوران بسیار پرمشغله بود. تولید و صادرات افزایش یافت و ناوگان تجاری کشور مجدداً ساخته شد و اقتصاد نروژ به تدریج بهبود یافت، گرچه تا اواخر دهه 1۹50 نیز هنوز برخی از کالاها سهمیهبندی بودند.
در سال 1۹5۹ نروژ بیطرفی خود را ترک گفت و به ناتو پیوست و این مقدمه ای شد برای اینکه برای همیشه به دامن امریکا بغلتد. کشف نفت و گاز در سواحل جنوبی نروژ در دریای شمال در اواخر دههٔ 1960، اقتصاد نروژ را به یکباره متحول کرد و این امر نیز به نزدیکی بیشتر نروژ و امریکا کمک کرد.
با این توصیفات باید گفت که ایران و نروژ نه از نظر سیاسی و نه از منظر اقتصادی با یکدیگر قرابت و همسویی ندارند. اگرچه دو کشور اسماٌ و رسماً با هم روابط سیاسی دارند.
تا پیش از تحولات سال 1357/1978، مهمترین رخداد سیاسی دو جانبه دیدار تشریفاتی سران دو کشور و رد و بدل شدن پیام های رسمی مناسبتی بود زیرا پیوند های اقتصادی میان دو کشور بسیار ناچیز بود. دوری راه، جمعیت پایین نروژ و وناچیز بودن صادرات ایران به نروژ و متقابلاً از نروژ به ایران، بی تردید مهمترین علت پایین بودن سطح مراودات دو کشور در آن ایام بوده است. اما بعد از 1357، ایران که بزرگترین شرکای خود را در اروپا و امریکا و خاورمیانه از دست داده است، کهگاه تحرکاتی کور و بی نتیجه در رابطه با نروژ داشته است که در متن کتاب آورده شده است.
Georg Morgenstierne
گئورگ والنتین فون مونته ف مورگنستیرن
کریستین لاسن
کاری وگت
Prods Oktor Prods
Oktor Skjaervo