
احمد شه وری. تاریخ سیاسی، فرهنگی و اجتماعی دولت ساسانیان. 689 صفحه. 978-600-04-9393-6
این کتاب را می توانید بصورت PDF به بهای 7 دلار امریکا از طریق پرداخت به PayPal به نام a_shahvary@yahoo.com خریداری نمایید.
نگاهی نو به تاریخ ایران 22
اتحاد موبدان و طبقه اشراف در دوره ساسانیان
در سده های آخر دودمان اشکانیان، طبقه ای مالک و سرمایه دار سر برآورد که عمدتاً اعضای مهستان را تشکیل می دادند و در تصمیم گیریهای سیاسی نظرشان غالباً لحاظ می شد. با تشکیل دولت دینی ساسانیان توسط اردشیر بابکان، فرزند بابک و نوه ساسان که از نگاهبانان آتش در آتشکده ای در فارس بود، قدرت و نفوذ موبدان یا روحانیون زرتشتی در مراتب اجتماعی ایران تقویت شد بگونه ای که خود را همسنگ اشراف زادگان بازمانده از قدیم، یعنی دوره اشکانی، دانستند و بتدریج میان این دو گروه اتحادی نانوشته پدید آمد که بنظر این قلم مهمترین علل زوال دولت ساسانیان بود. ضمن اینکه بر این عقیده ام که در مبحث تصمیم گیریهای سیاسی، وجود گروهی بانفوذ که بتواند از تک روی ها و اتخاذ سیاستهای خطرناک توسط یک نفر با عنوان امپراتور و یا شاه جلو گیرد، لازم و ضروری است. اما مشروط بر آنکه این گروه بانفوذ بیش از آنکه حامی منافع خاص گروهی باشد، دغدغه خاطر ملک و ملت را داشته باشد که متاسفانه در ایران ساسانی این چنین نبود و این گروه بر آن بود که به هر قیمتی ولو نابودی کشور، حافظ و پاسدار منافع حزبی و گروهی خود باشد. در کتاب به نمونه های از مداخلات نابجا و خسران آور این گروه آورده شده با این وجود به چند مورد بیشتر عیان آن در اینجا باز اشاره می شود:
– در زمان هرمز دوم، آشوب در سرتاسر کشور برپا گشت، و در هنگامی که هرمز شورشهایی را در سیستان و کوشان سرکوب می کرد، در کنترل موبدان و اشراف زادگان ناتوان بود و در نهایت در سال 3۰۹ توسط بادیه نشینان عرب در یک مسافرت بمنظور شکار به قتل رسید.
بدنبال قتل هرمز دوم، اتحاد موبدان و اشراف، فرزند ارشد هرمز دوم را کشتند، دومین فرزند او را کور کردند و سومین را به زندان افکندند (که بعدها به قلمرو رومی ها پناهنده شد). وبدین ترتیب تخت پادشاهی برای شاپور دوم رزرو شد؛ و بدین ترتیب فرزند هنوز زاده نشدهٔ یکی از زن های هرمز دوم «در رحم» مادر خود تاجگذاری کرد.
– یک اشراف زاده ایرانی از خاندان کهن کارن/ قارن، به نام زرمهر / سوخرا، بلاش، (484-488) یکی از برادران پیروز اول (45۷–4۸4) را شوراند تا به تخت پادشاهی بنشیند. اما پس از چهار سال سلطنت، اتحاد موبدان و اشراف او را کور و برکنار ساخته و برادرزاده او قباد اول بر تخت نشاندند.
قباد اول از فرقه ای که توسط مزدک، فرزند «بامداد» بنیان نهاده شده بود حمایت کرد. مزدک خواستار آن بود که ثروتمند باید ثروت و همسران خود را با فقرا تقسیم کند. نیت قباد ظاهراً این بود که با اتخاذ آموزههای مزدک، نفوذ و تأثیر اتحاد موبدان بزرگان و اشراف رو به رشد را در هم بشکند. اما این اصلاحات باعث شد تا او مخلوع و در «قلعه فراموشی» در شوش به زندان افکنده شود، و برادر کوچکتر او جاماسپ (زاماسپ) در سال 4۹6 به قدرت برسد.
– در سال 564، فرماندار ساسانی ارمنستان، چهر- ویشنسپ از خاندان سورن، یک معبد آتش در دوین در نزدیکی ایروان امروزی بنیان نهاد، و یکی از اعضای بانفوذ خانواده مامیکونیان را اعدام کرد، که این اعدام موجب یک شورش شد که در اثنای آن فرماندار ایرانی و پاسداران او در سال 5۷۱ کشته شدند، و شورشیان هم به ایبری گریختند.
– در سال 590، هرمز چهارم با کودتایی که از سوی اتحاد موبدان و اشراف سامان داده شده بود، سرنگون شد.